سديد الدين محمد عوفى
233
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
مىرسد تا به يك بار « 1 » غضب بر وى مستولى شد و سوگند خورد به طلاق كه اين پالوده را « 2 » نخورد و به هيچكس از اهل ديه ندهد مگر كه غريبان « 3 » . چون پالوده برسيد به مسجد آوردم كه توطن « 4 » غربا در « 5 » مسجد باشد . همچنين گرم بخوريد تا ميان ايشان مفارقت نيفتد . و اگر شما از خوردن امتناع مىكرديد من به تكليف شما را به تناول « 6 » آن داشتمى . چون كنيزك بازگشت شيخ روى به من آورد و گفت : كه صدق توكل تو را « 7 » معلوم شد كه چون بنده بر حق توكل كرد و كار بر وى دشوار شد « 8 » حق تعالى « 9 » درهاى رحمت بر وى گشاده كند « 10 » . بيت اگرت « 11 » سينه جراحت شود از زخم سپهر * لطف حق باشد درمان دل خستهء تو ور تو درمانى درمان ز درش خواه از آنك * بگشايد كرمش كار فروبستهء تو [ التزام منجمان در درگاه محمود براى تشريفات پادشاهى بود نه استفاده از ايشان ] حكايت ( 4 ) گويند در خدمت سلطان محمود رحمه اللّه « 12 » چند « 13 » تن « 14 » بودند از منجمان معروف كه در معرفت درج و دقايق « 15 » حساب نجوم « 16 » و زيج و استخراج احكام در آن « 17 » ايام نظير خود « 18 » نداشتند و پيوسته در سلك « 19 » خدمت او « 20 » مرتب « 21 » بودندى اما سلطان هرگز با ايشان مشورت نكردى . وقتى يكى از ندما كه در خدمت او گستاخ بود « 22 » از سلطان سؤال كرد « 23 » كه
--> ( 1 ) مج : يكبارى ( 2 ) مج + او ( 3 ) مج : مگر غربا ( 4 ) متن و مپ 2 و بنياد : وطن ( 5 ) بنياد - در ( 6 ) مپ 2 : بر ( 7 ) متن - را ( 8 ) متن : شد ( 9 ) مج : اكرم الاكرمين و ارحم الراحمين ( 10 ) مج : بگشاد و مرادات محصل گرداند ( 11 ) مپ 2 : گر ( 12 ) متن : رضى اللّه عنه ، مج + عليه ، بنياد - رحمه اللّه ( 13 ) متن - چند ( 14 ) مپ 2 : كس ( 15 ) مپ 2 - درج و دقايق ، مج و بنياد + و ( 16 ) متن و مج و بنياد - نجوم ( 17 ) مپ 2 - آن ( 18 ) مپ 2 - خود ( 19 ) متن : ملك و ( 20 ) متن : و ، مپ 2 و بنياد - او ( 21 ) متن : تربيت ( 22 ) متن : بودند گستاخ ، مپ 2 - گستاخ بود ( 23 ) متن : كردند